close
تبلیغات در اینترنت
دهدشت نمونه‌اي از معماری و شهرسازی صفویه
loading...

ديارم دهدشت

دهدشت نمونه‌اي از معماری و شهرسازی صفویه دکتر محمود دهقانی – استرالیا وقتی برای پژوهش در راستای تاریخ معماری پرآوازه‌ي دوره‌ي صفویه از طرف دانش‌گاه تکنولوژی سیدنی استرالیا به ایران سفر کردم، سعی‌ام بر این شد تا پيش از هر چیز از نخستين پایتخت آن دودمان، تبریز، دیدن کنم. پس از تبریز به دومین پایتخت صفوی‌ها، قزوین، رفتم. هدفم از این تقسیم‌بندی این بود تا با آشنا شدن به آغاز کار شهرسازی آن دودمان، در تبریز و قزوین، به دیدار ساختمان‌‌ها و نقش‌ونگاره‌هاي…

دهدشت نمونه‌اي از معماری و شهرسازی صفویه

دهدشت نمونه‌اي از معماری و شهرسازی صفویه دکتر محمود دهقانی – استرالیا وقتی برای پژوهش در راستای تاریخ معماری پرآوازه‌ي دوره‌ي صفویه از طرف دانش‌گاه تکنولوژی سیدنی استرالیا به ایران سفر کردم، سعی‌ام بر این شد تا پيش از هر چیز از نخستين پایتخت آن دودمان، تبریز، دیدن کنم. پس از تبریز به دومین پایتخت صفوی‌ها، قزوین، رفتم. هدفم از این تقسیم‌بندی این بود تا با آشنا شدن به آغاز کار شهرسازی آن دودمان، در تبریز و قزوین، به دیدار ساختمان‌‌ها و نقش‌ونگاره‌هاي فیروزه‌ای سومین پایتخت صفویه، اصفهان، بروم. با اندوختن توشه از ریشه‌ي ذوق و سلیقه‌ي معماران آن دوران، پس از آن به مازندران سفر کردم. شهرهای قزوین، اصفهان، بهشهر، تبریز، کرمان و شیراز از شهرهايی بودند که در سفر پنج‌ماهه‌ي من برای پژوهش گنجانده شده بودند هر چند در تهران نیز دوستان فقید، شادروانان دکتر پرویز ورجاوند و دکتر باقر آیت‌الله‌زاده‌ی شیرازی، به من کمک‌ها و راهنمايی‌هاي شایسته‌اي کردند. در نظر داشتم اطلاعاتی مکتوب از شهرستان دهدشت در استان کهگیلویه و بویراحمد نیز به دست بیاورم ولی آگاه شدم که کارهای پژوهشی عمیق، به‌ویژه در گستره‌ي تاریخ معماری، در شهرهای کوچکی چون دهدشت صورت نگرفته است. در اين مورد خاص، تنها تاريخ‌نويس و جهانگرد اروپايی‌اي هم که صحبتی به میان آورده «هانس گاوبه» است که تهیه‌ي کتاب‌هایش در خارج آسان‌تر از خود دهدشت است.1 هانس گاوبه، ضمن مطالعه‌ي آثار پيشينيان از جمله احسن التقاسیم مقدسی، برای پژوهش درباره‌ي شهرسازي به دهدشت سفر کرده است. هر چند استو کلر، بل، استین و هاریسن هم دهدشت را توصیف کرده‌اند، اما در تحقیقات آن‌ها چندان به ساختمان‌هاي شهر اشاره نشده که چه کسی آن‌ها را ساخته است. ولی هانس گاوبه مي‌نویسد: «این را باید تنها نمونه‌ي معماری و شهرسازی دوران صفویه دانست». ناگزیر، با برادرزاده‌‌ها‌ي دانش‌جوی خیلی جوان رشته‌ي معماری دانشگاه خورموج بوشهر، ابزار کار و دوربین‌هاي فیلم‌برداری را برداشتیم و در قلب تابستان با ماشین از طریق بوشهر و با پشت سر گذاشتن مسافتی حوصله‌سوز به دهدشت رسیدیم تا از نزدیک به ساختار شهر، و به‌ویژه ساختمان‌هاي مخروبه‌ي بازمانده از گذشته، نظری بیندازیم و من در آن مورد مطالبی بنویسم که آیا معماری و شهرسازی بافت قدیم دهدشت بازمانده از دوران صفویه است یا دودمانی دیگر. با تکه‌هايی از تنبوش و سرامیک‌هاي دهدشت به‌ویژه قطعه‌اي از لوله‌ي آب حمام و بردن آن‌‌ها به مازندران، و مقایسه با لوله‌هاي حوضچه‌هاي ساختمان چشمه‌عمارت صفوی در بهشهر، شواهد و قرينه‌هاي بافت قدیم دهدشت نشان از طعم و بوی معماری صفوی مي‌داد هر چند که احتمالا در دوران‌هاي دیگر نیز تعمیر و مرمت و شاید گسترش داده شده باشد. در گرمای بیش از ۴۱ درجه‌ي دهدشت با نعمت کولر گازی، در اوقات استراحت، بر ما سخت نمي‌گذشت و در نشستي که از طرف مسؤولی در دهدشت برای من و همراهان تدارک دیده بودند هم‌صحبت با چند تن از سرشناسان فرهیخته شدم که مشعلی در تاریکی هزاره‌‌ها بودند. در بحث با آن‌ها متوجه این حقیقت شدم که پا به جايی گذاشته‌ام که هر چند در دوره‌ي قاجار، پهلوی و متأسفانه در حال حاضر هم با كوتاهي‌ها و سختي‌هاي عدیده‌اي روبه‌روست ولی شهری تاریخی است که، مضاف بر بلاد شاپور بودن در دوران ساسانیان، در دوران صفویه نیز از اهمیت راهبردي ویژه‌اي برخوردار بوده است. وقتی از خیابان و کوچه‌ي امام‌زاده جابر به پایگاه میراث فرهنگی دهدشت پا گذاشتم با مسؤول پایگاه، آقای علیزاده، برخورد کردم که خود اصیل‌ترین سرچشمه‌ي محلی بود. و از این که انسانی شایسته را برای سرپرستی پایگاه انتخاب کرده بودند امیدوار شدم. هم‌کار ایشان، آقای عزیزی، نیز جوانی مستعد و عاشق فرهنگ و شهر و دیارش بود که داستان‌هاي زیبایش در مورد طایفه‌ي تاس‌احمدی و خواجه‌‌ها هنوز در یاد و خاطر من جا دارد که این خود نیز برای نویسندگان آن سامان مي‌تواند جرقه‌اي برای خلق یک رمان تاریخی باشد. آن‌ها وقتی دانستند من دوستِ هنرمند خوب آن سامان، شادروان حسین پناهی دژکوهی، هم بوده‌ام و با او در شیراز و تهران چند بار ديدار داشته‌ام با من و همراهان برخورد صمیمانه‌اي کردند که آن مهربانی‌‌ها از خاطر من تا ابد گم نمي‌شود.... برای خواندن کامل متن ادامه مطلب را کلیک کنید.

دهدشت نمونه‌اي از معماری و شهرسازی صفویه دکتر محمود دهقانی – استرالیا وقتی برای پژوهش در راستای تاریخ معماری پرآوازه‌ي دوره‌ي صفویه از طرف دانش‌گاه تکنولوژی سیدنی استرالیا به ایران سفر کردم، سعی‌ام بر این شد تا پيش از هر چیز از نخستين پایتخت آن دودمان، تبریز، دیدن کنم. پس از تبریز به دومین پایتخت صفوی‌ها، قزوین، رفتم. هدفم از این تقسیم‌بندی این بود تا با آشنا شدن به آغاز کار شهرسازی آن دودمان، در تبریز و قزوین، به دیدار ساختمان‌‌ها و نقش‌ونگاره‌هاي فیروزه‌ای سومین پایتخت صفویه، اصفهان، بروم. با اندوختن توشه از ریشه‌ي ذوق و سلیقه‌ي معماران آن دوران، پس از آن به مازندران سفر کردم. شهرهای قزوین، اصفهان، بهشهر، تبریز، کرمان و شیراز از شهرهايی بودند که در سفر پنج‌ماهه‌ي من برای پژوهش گنجانده شده بودند هر چند در تهران نیز دوستان فقید، شادروانان دکتر پرویز ورجاوند و دکتر باقر آیت‌الله‌زاده‌ی شیرازی، به من کمک‌ها و راهنمايی‌هاي شایسته‌اي کردند. در نظر داشتم اطلاعاتی مکتوب از شهرستان دهدشت در استان کهگیلویه و بویراحمد نیز به دست بیاورم ولی آگاه شدم که کارهای پژوهشی عمیق، به‌ویژه در گستره‌ي تاریخ معماری، در شهرهای کوچکی چون دهدشت صورت نگرفته است. در اين مورد خاص، تنها تاريخ‌نويس و جهانگرد اروپايی‌اي هم که صحبتی به میان آورده «هانس گاوبه» است که تهیه‌ي کتاب‌هایش در خارج آسان‌تر از خود دهدشت است.1 هانس گاوبه، ضمن مطالعه‌ي آثار پيشينيان از جمله احسن التقاسیم مقدسی، برای پژوهش درباره‌ي شهرسازي به دهدشت سفر کرده است. هر چند استو کلر، بل، استین و هاریسن هم دهدشت را توصیف کرده‌اند، اما در تحقیقات آن‌ها چندان به ساختمان‌هاي شهر اشاره نشده که چه کسی آن‌ها را ساخته است. ولی هانس گاوبه مي‌نویسد: «این را باید تنها نمونه‌ي معماری و شهرسازی دوران صفویه دانست». ناگزیر، با برادرزاده‌‌ها‌ي دانش‌جوی خیلی جوان رشته‌ي معماری دانشگاه خورموج بوشهر، ابزار کار و دوربین‌هاي فیلم‌برداری را برداشتیم و در قلب تابستان با ماشین از طریق بوشهر و با پشت سر گذاشتن مسافتی حوصله‌سوز به دهدشت رسیدیم تا از نزدیک به ساختار شهر، و به‌ویژه ساختمان‌هاي مخروبه‌ي بازمانده از گذشته، نظری بیندازیم و من در آن مورد مطالبی بنویسم که آیا معماری و شهرسازی بافت قدیم دهدشت بازمانده از دوران صفویه است یا دودمانی دیگر. با تکه‌هايی از تنبوش و سرامیک‌هاي دهدشت به‌ویژه قطعه‌اي از لوله‌ي آب حمام و بردن آن‌‌ها به مازندران، و مقایسه با لوله‌هاي حوضچه‌هاي ساختمان چشمه‌عمارت صفوی در بهشهر، شواهد و قرينه‌هاي بافت قدیم دهدشت نشان از طعم و بوی معماری صفوی مي‌داد هر چند که احتمالا در دوران‌هاي دیگر نیز تعمیر و مرمت و شاید گسترش داده شده باشد. در گرمای بیش از ۴۱ درجه‌ي دهدشت با نعمت کولر گازی، در اوقات استراحت، بر ما سخت نمي‌گذشت و در نشستي که از طرف مسؤولی در دهدشت برای من و همراهان تدارک دیده بودند هم‌صحبت با چند تن از سرشناسان فرهیخته شدم که مشعلی در تاریکی هزاره‌‌ها بودند. در بحث با آن‌ها متوجه این حقیقت شدم که پا به جايی گذاشته‌ام که هر چند در دوره‌ي قاجار، پهلوی و متأسفانه در حال حاضر هم با كوتاهي‌ها و سختي‌هاي عدیده‌اي روبه‌روست ولی شهری تاریخی است که، مضاف بر بلاد شاپور بودن در دوران ساسانیان، در دوران صفویه نیز از اهمیت راهبردي ویژه‌اي برخوردار بوده است. وقتی از خیابان و کوچه‌ي امام‌زاده جابر به پایگاه میراث فرهنگی دهدشت پا گذاشتم با مسؤول پایگاه، آقای علیزاده، برخورد کردم که خود اصیل‌ترین سرچشمه‌ي محلی بود. و از این که انسانی شایسته را برای سرپرستی پایگاه انتخاب کرده بودند امیدوار شدم. هم‌کار ایشان، آقای عزیزی، نیز جوانی مستعد و عاشق فرهنگ و شهر و دیارش بود که داستان‌هاي زیبایش در مورد طایفه‌ي تاس‌احمدی و خواجه‌‌ها هنوز در یاد و خاطر من جا دارد که این خود نیز برای نویسندگان آن سامان مي‌تواند جرقه‌اي برای خلق یک رمان تاریخی باشد. آن‌ها وقتی دانستند من دوستِ هنرمند خوب آن سامان، شادروان حسین پناهی دژکوهی، هم بوده‌ام و با او در شیراز و تهران چند بار ديدار داشته‌ام با من و همراهان برخورد صمیمانه‌اي کردند که آن مهربانی‌‌ها از خاطر من تا ابد گم نمي‌شود. اولین برخورد من برای آشنايی با ساختمان‌هاي مخروبه‌اي که در میان‌شان خانه‌هاي دو طبقه و حتا سه طبقه هم وجود داشت، وجود یک حمام بسیار زیبا بود که شباهت بسیاری به دیگر حمام‌هاي دوران صفویه‌ي کرمان و اصفهان داشت. یک کاروان‌سرا نیز با سبکی بسیار زیبا و منحصر به‌فرد نظر هر تازه واردی را به خود جلب مي‌کرد. متأسفانه، مانند همه جای ایران، در دهدشت پس از انقلاب سودجویان کارهای ناشایستي انجام داده بودند؛ خانه‌هايی که پیدا بود تا یک دهه پیش از انقلاب پا برجا بوده هم‌اکنون به تلی از خاک‌ریزه و قلوه‌سنگ تبدیل شده بودند و مردم با کامیون سنگ‌هاي ساختمان‌هاي تاریخی را در شب کنده و برای ساختمان‌هاي نوساز، و آن هم زشت و بدقواره، حمل کرده و با خود برده بودند. برخی از مردم در خانه‌هاي نیمه‌مخروبه‌ي بافت قدیم، ساختمان‌هاي تاریخی را به طویله‌ي جانوران اختصاص داده بودند و خودسرانه در بافت قدیم برای خود خانه ساخته بودند. وقتی از کوچه‌هاي باریک تاریخی و از تل و تپه‌هاي محوطه به امام‌زاده‌اي برخوردم، از دور متوجه شدم که به دلیل باورهای مذهبی و ترس از قیامت، کسی سنگ ساختمان آن امام‌زاده را به یغما نبرده است! اما وقتی وارد امام‌زاده‌ي گنبددار شدم که پارچه‌ي سبزی بر روی قبر کشیده بودند متوجه آمپول‌هاي معتادان تزریقی‌اي شدم که از پرچین محوطه به دور از چشم نگهبان به آن‌جا مي‌رفته و به خود مواد مخدر تزریق مي‌کرده‌اند! به بهانه‌ي عکس از چند خانه در نزدیکی امام‌زاده همراهانم را به بیرون از امام‌زاده فرستادم و در تنهايی مطلق در گوشه‌اي نشستم و سر در گریبان، به تلخی گریه کردم. در ساختن ساختمان‌هاي محوطه‌ي بافت قدیم دهدشت، بیشتر از گچ، سنگ و ساروج استفاده شده است هر چند که در سربینه‌ي حمام آن‌جا آجر هم به کار رفته بود. ساختمان‌‌ها همان‌گونه که هانس گاوبه نیز تخمین زده است احتمالا در دوران صفوی بنیاد گذارده شده‌اند. ولی واقعیت این است که مصالح ساختمانی دهدشت با دیگر ساختمان‌هاي دوره‌ي صفوی، در دیگر جاهای ایران، تفاوت بسیار داشت؛ شايد به دلیل وجود مقرون به صرفه‌ي مصالح و دمای منطقه فقط از سنگ و گچ و ساروج استفاده شده است. نکته‌ي جالب این‌که دودکش و بخاری‌هاي درون ساختمان‌‌ها، مثل شهرهای مازندران و حتا اصفهان، در درون اتاق‌‌ها تعبیه شده است. گچ، عمده‌ترین ملاتِ ساختمان‌هاست ولی نازک‌کاری‌هاي به‌جامانده حکایت از هم‌گونی گچ و نی در ساختمان است که به طرز زیبايی به کار گرفته شده‌‌اند. به دلیل وجود رطوبت، ساروج همراه با سنگ لاشه، در پی و شالوده‌ي ساختمان‌‌ها به کار گرفته شده‌اند. در بافت قدیم دهدشت، همان‌گونه که در چند سده‌ي اخیر مرسوم بوده است، همه‌ي لوازم تمدن یک شهر - از جمله آب‌انبار، مدرسه، حمام، چاه آب و اماکن مذهبی - در نظر گرفته شده‌اند. هر چند که از نظر علمی آسیب‌هاي وارده بر ساختمان‌ها ناشی از رطوبت مي‌تواند باشد که با گچ سر سازگاری ندارد ولی بیش‌تر، تخریب انسانی و عمدی واردشده بر خانه‌‌ها دلیل واقعی تخریب زودرس این بافت قدیمی و زیباست. مطلب دیگر، وجود گیاهانی است که در میان درز و ترک دیوار‌ها تخم‌شان با باد کاشته مي‌شود. هر چند که در بهشهر مازندران، دلیل فرسودگی ساختمان‌‌ها، انجیر است ولی در دهدشت کهگیلویه و بویراحمد، گیاهی است وحشی به نام "لگه جی" که اسم علمی آن «کاپربری» بر گرفته از نام کشور قبرس بوده و به شدت در مناطق گرمسیری تکثیر مي‌شود و از میوه‌اش هم فقط ترشی مي‌گیرند. لوله‌‌ها و تنبوشه‌هاي به کار گرفته در ساختمان‌هاي دهدشت شباهت زیادی به لوله‌هاي ساختمان‌هاي دوره‌ي صفوی بهشهر دارد. جهت‌یابی نور و نورگیری به درون ساختمان‌‌ها و به ویژه حمام بیشتر از هر چیز دیگری با اسلوب مهندسی به کار گرفته شده‌اند که به این موضوعات معماران دوران صفوی بسیار اهمیت مي‌دادند. ارتفاع کف خانه‌‌ها تا تاق در همه‌جا تقریباً چهار متر و ارتفاع کف تا بین تاق‌‌ها چهار و نیم متر است. همان‌گونه که پیش از این گفته شد ساختمان‌‌ها‌ي بافت قدیم دهدشت همه با سنگ و گچ و ساروج ساخته شده‌اند. مقرنس‌هاي تزيینی گچی، مثل ساختمان‌هاي تاریخی‌اي که در دیگر شهر‌ها با آجر بنا شده‌اند، زیبايی به تاق‌‌ها و تاقچه‌‌ها داده است. هر چند در فارس‌نامه‌ي ناصری (2)، به تاریخ و جغرافیای کهگیلویه و بویراحمد نیز اشاره شده، ولی نورمحمد مجیدی نیز از دهدشت و تاریخ و جغرافیای کهگیلویه و بویراحمد به شیوايی سخن به میان آورده است. (3) اما نخستین موقعیت‌نما و کروکی بناهای بافت قدیم دهدشت را در کتاب پژوهشی هانس گاوبه، ارجان و کهگیلویه از فتح عرب تا پایان دوره‌ي صفوی، مي‌شود دید كه با ترجمه‌ي سعید فرهودی سرچشمه‌ي مهمی است که سرگذشت بافت و تاریخ قدیم دهدشت را بر ملا کرده است.(4) گروهی نیز پس از انقلاب، در سال ۱۳۶۹، از آن‌جا بازدید و بافت قدیم را بررسی کرده‌اند که خبری از سرنوشت تحقیقات آن گروه تاکنون نیافته‌ام. زیباترین یادگاری‌، کاری است بسیار جالب و در خور تحسین از سازمان نقشه‌برداری کشور و عکس هوايی این سازمان از دهدشت که بیش از نیم قرن پیش گرفته شده است. این عکس هوايی کمک بزرگی به شناخت اساسی بافت قدیم دهدشت کرد، که این خود کمک شایانی به پژوهش‌گرانی خواهد شد که در آینده خواهان پی بردن به راز ساختار این شهر تاریخی خواهند بود. شادروان محمد مهریار، جوان‌مردانه آستین بالا زده بود تا با پژوهشی عمیق پرده از نکات پوشیده‌ي بافت قدیم دهدشت بردارد، ولی حیف که اجل مهلت نداد و این انسان دل‌سوز شمع وجودش خاموش شد. در روزگاران گذشته هر شهری چند دروازه داشته است که دهدشت نیز به یقین از این قاعده مستثنا نبوده است ولی هانس گاوبه چنین مي‌پندارد که: «به سختی مي‌توان قبول کرد تمام شهر به‌وسیله‌ي دیواری محصور بوده است». اگر به پيشينه‌ي تاریخی سه دودمان صفوی، افشار و زند پرداخته شود شاید ردّ پايی از دوران رونق و شکوه این شهر بشود به دست آورد. من نيز در پژوهش خود به دهدشت اشاره داشته‌ام که بنا بر اطلاعاتی که از هانس گاوبه به ما رسیده است او به نقل از «حسینی در شرح وقایع خود از سال ۱۰۸۲ ه.ق./ ۱۶۷۱ م. اطلاعات جامعی از جاده‌ي اصلی (شارع عام) دهدشت به اصفهان به ما مي‌دهد»؛ ساخت راه مال‌رويی که از راه ارجان- سمیرم و سمیرم- اصفهان، دهدشت را به اصفهان وصل مي‌کرده است. با در نظر گرفتن اهمیت خلیج فارس در دوران صفوی‌‌ها به‌ویژه اعلام آن از طرف ريیس ستاد ارتش شاه عباس صفوی، سرلشگر امام قلی‌خان، شاه عباس اول به موقعیت خلیج فارس و طماعی اروپايیان به خوبی پی برده است. شاه عباس در پی آبادانی دهدشت، احتمالا در نظر داشته است راه‌هاي ارتباطی پایتخت خود، اصفهان، را برقرار و از طریق آن راه و با گذر از دهدشت پایتخت را به خلیج فارس و دیگر نقاط در جنوب و شمال کشور وصل نماید. خانه هايی که من و همراهان در بافت قدیم دهدشت از آن‌ها نقشه تهیه کردیم و عکس گرفتیم بیشتر گویای شهری قدرت‌مند ولی احتمالا پادگانی نظامی بوده است که در کنار آن تمدن و بازار و خیابان‌هاي شهر نیز ساخته شده‌اند. چون پژوهش این‌جانب به انگلیسی نوشته شده(5) اگر عمری بود قصد دارم با نقشه‌هايی از خانه‌‌ها که بر روی آن وقت زیادی گذاشته‌ام در کتابی به «دهدشت و تاریخ معماری بافت قدیم آن» بپردازم. بافت قدیم دهدشت با شماره‌ي ۱۶۸۹/۳ در سال ۱۳۶۴ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است. پي‌نوشت‌ها: 1. Heinz Gaube. “Iranian Cities”. New York University Press 1979. 2. فارس‌نامه‌ي ناصری، میرزاحسن فسايی، تصحیح و تحشیه‌ي دکتر منصور رستگارفسايی، انتشارات امیرکبیر، جلد دوم، ۱۳۷۸. 3. تاریخ و جغرافیای کهگیلویه و بویراحمد، نورمحمد مجیدی، انتشارات علمی، ۱۳۷۱. 4. ارجان و کهگیلویه از فتح عرب تا پایان دوره‌ي صفوی، هانس گاوبه، ترجمه‌ي سعید فرهودی، تنظیم فهارس و تصحیح و تحشیه‌ي احمد اقتداری، انجمن آثار مفاخر فرهنگی، تکلمه و مجلد چهارم در مجموعه آثار خوزستان. 5. Mahmoud Dehgani. “Domestic Architecture in Safavid Iran, 1501-1737”. University of Technology, Sydney. 2000. برگرفته از فصل نامه فروزش چاپ تهران

قاسم خشت زر بازدید : 524 دوشنبه 12 ارديبهشت 1390 زمان : 15:55 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
شهر من دهدشت( نگین سبز جنوب) یکی از شهرهای استان کهگیلویه و بویراحمد می‌باشد. این شهر در قسمت گرمسیری استان واقع شده‌است
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 73
  • کل نظرات : 104
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 31
  • آی پی امروز : 1
  • آی پی دیروز : 0
  • بازدید امروز : 30
  • باردید دیروز : 1
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 35
  • بازدید ماه : 80
  • بازدید سال : 582
  • بازدید کلی : 87,616