close
تبلیغات در اینترنت
بافت تاريخي دهدشت نيازمند محافظت و مرمت اصولي است
loading...

ديارم دهدشت

روز نامه شرق بلادشاپور اماج تخریب و تغییر در فروردين ماه سال 1385 استان كهگيلويه و بويراحمد ميزبان اولين سفر هيات دولت به اين استان بود. در جلسه هيات دولت در روز هفتم فروردين كه در ياسوج مركز استان برگزار شد، هيات وزيران سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري را موظف كرد از محل اعتبارات خود…

بافت تاريخي دهدشت نيازمند محافظت و مرمت اصولي است


روز نامه شرق

بلادشاپور اماج تخریب و تغییر

در فروردين ماه سال 1385 استان كهگيلويه و بويراحمد ميزبان اولين سفر هيات دولت به اين استان بود. در جلسه هيات دولت در روز هفتم فروردين كه در ياسوج مركز استان برگزار شد، هيات وزيران سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري را موظف كرد از محل اعتبارات خود به منظور تملك و جابه‌جايي ساختمان‌هاي مسكوني واقع در بافت تاريخي شهر دهدشت، مبلغ 20 ميليارد ريال اعتبار به ترتيب 10 ميليارد ريال از سوي وزارت مسكن و شهرسازي، پنج ميليارد ريال از سوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و پنج ميليارد ريال اعتبارات استاني اختصاص دهد. اين خبر در همان روزهاي ابتدايي انتشار اميدهاي بسياري را براي دوستداران ميراث فرهنگي و بافت تاريخي بلادشاپور دهدشت زنده كرد چرا كه خانه‌ها و آغل گوسفندان بسياري از ساكنان اين شهر در دل بافت و خانه‌هاي تاريخي آن واقع است؛ با اين حال با وجود گذشت پنج سال از آن تاريخ هنوز بخش زيادي از املاك تاريخي تصرف شده واقع در اين بافت آزاد‌سازي نشده، به گونه‌اي كه «رحيم دادي‌نژاد»، معاون حفظ و احياي اداره كل ميراث فرهنگي اين استان از تملك تنها نصف املاك واقع در بافت تاريخي خبر مي‌دهد. «دادي‌نژاد» به خبرگزاري ميراث در اين رابطه گفته است: «بخشي از اعتبار دوميليارد‌توماني سفر اول هيات دولت به استان جذب شد و در حدود 50 درصد املاك واقع در محدوده بافت خريداري شده ‌است. بخش ديگر هم در حال برنامه‌ريزي بوده و منتظر دريافت بودجه‌هاي لازم هستيم.»
علاوه‌بر اين مسوولان ميراث فرهنگي استان كهگيلويه‌وبويراحمد، بخشي از اعتبار دوميليارد توماني سفر اول هيات دولت براي حفاظت از بافت تاريخي بلادشاپور در شهر دهدشت را.....

ادامه مطلب را بخوانید

روزنامه شرق

بافت تاريخي دهدشت نيازمند محافظت و مرمت اصولي است

بلادشاپور اماج تخریب و تغییر

در فروردين ماه سال 1385 استان كهگيلويه و بويراحمد ميزبان اولين سفر هيات دولت به اين استان بود. در جلسه هيات دولت در روز هفتم فروردين كه در ياسوج مركز استان برگزار شد، هيات وزيران سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري را موظف كرد از محل اعتبارات خود به منظور تملك و جابه‌جايي ساختمان‌هاي مسكوني واقع در بافت تاريخي شهر دهدشت، مبلغ 20 ميليارد ريال اعتبار به ترتيب 10 ميليارد ريال از سوي وزارت مسكن و شهرسازي، پنج ميليارد ريال از سوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و پنج ميليارد ريال اعتبارات استاني اختصاص دهد. اين خبر در همان روزهاي ابتدايي انتشار اميدهاي بسياري را براي دوستداران ميراث فرهنگي و بافت تاريخي بلادشاپور دهدشت زنده كرد چرا كه خانه‌ها و آغل گوسفندان بسياري از ساكنان اين شهر در دل بافت و خانه‌هاي تاريخي آن واقع است؛ با اين حال با وجود گذشت پنج سال از آن تاريخ هنوز بخش زيادي از املاك تاريخي تصرف شده واقع در اين بافت آزاد‌سازي نشده، به گونه‌اي كه «رحيم دادي‌نژاد»، معاون حفظ و احياي اداره كل ميراث فرهنگي اين استان از تملك تنها نصف املاك واقع در بافت تاريخي خبر مي‌دهد. «دادي‌نژاد» به خبرگزاري ميراث در اين رابطه گفته است: «بخشي از اعتبار دوميليارد‌توماني سفر اول هيات دولت به استان جذب شد و در حدود 50 درصد املاك واقع در محدوده بافت خريداري شده ‌است. بخش ديگر هم در حال برنامه‌ريزي بوده و منتظر دريافت بودجه‌هاي لازم هستيم.»
علاوه‌بر اين مسوولان ميراث فرهنگي استان كهگيلويه‌وبويراحمد، بخشي از اعتبار دوميليارد توماني سفر اول هيات دولت براي حفاظت از بافت تاريخي بلادشاپور در شهر دهدشت را به احداث فنس‌كشي سيمي در اطراف اين محوطه اختصاص داده‌اند. حال آنكه به اعتقاد كارشناسان ميراث فرهنگي اين اقدام به معناي تحريف و تغيير عامدانه بافت تاريخي قلمداد مي‌شود و اصالت اثر را دستخوش آسيب و تغييرات اساسي مي‌كند. اين در حالي است كه كارشناسان بر اين عقيده هستند ايجاد چنين حصاري، به معناي دست بردن در اصالت تاريخي اثر است.
دكتر محمود دهقاني استاد دانشگاه تكنولوژي سيدني استراليا چندي پيش به دهدشت سفر كرد و از بافت تاريخي بلادشاپور ديدن كرد، او در اين‌باره مي‌گويد: «وقتي براي پژوهش در راستاي تاريخ معماري پرآوازه دوره صفويه از طرف دانشگاه تكنولوژي سيدني استراليا به ايران سفر كردم، سعي من بر اين شد تا پيش از هر چيز از نخستين پايتخت آن دودمان، تبريز، ديدن كنم. پس از تبريز به دومين پايتخت صفوي‌ها، قزوين، رفتم. هدفم از اين تقسيم‌بندي اين بود تا با آشنا شدن به آغاز كار شهرسازي آن دودمان، در تبريز و قزوين، به ديدار ساختمان‌‌ها و نقش‌ونگاره‌هاي فيروزه‌اي سومين پايتخت صفويه، اصفهان، بروم. در نظر داشتم اطلاعاتي مكتوب از شهرستان دهدشت در استان كهگيلويه‌وبويراحمد نيز به دست بياورم ولي آگاه شدم كه كارهاي پژوهشي عميق، به‌ويژه در گستره تاريخ معماري، در شهرهاي كوچكي چون دهدشت صورت نگرفته است. در اين مورد خاص، تنها تاريخ‌نويس و جهانگرد اروپايي‌اي هم كه صحبتي به ميان آورده «هانس گاوبه» است كه تهيه كتاب‌هايش در خارج آسان‌تر از خود دهدشت است. هانس گاوبه، ضمن مطالعه آثار پيشينيان از جمله احسن التقاسيم مقدسي، براي پژوهش درباره شهرسازي به دهدشت سفر كرده است. هر چند استو كلر، بل، استين و هاريسن هم دهدشت را توصيف كرده‌اند اما در تحقيقات آنها چندان به ساختمان‌هاي شهر اشاره نشده كه چه كسي آنها را ساخته است. ولي هانس گاوبه مي‌نويسد: «اين را بايد تنها نمونه معماري و شهرسازي دوران صفويه دانست.»
او مي‌افزايد: «اولين برخورد من براي آشنايي با ساختمان‌هاي مخروبه‌اي كه در ميان‌شان خانه‌هاي دو طبقه و حتي سه طبقه هم وجود داشت، وجود يك حمام بسيار زيبا بود كه شباهت بسياري به ديگر حمام‌هاي دوران صفويه كرمان و اصفهان داشت. يك كاروانسرا نيز با سبكي بسيار زيبا و منحصربه‌فرد، نظر هر تازه‌واردي را به خود جلب مي‌كرد. متاسفانه، مانند همه جاي ايران، در دهدشت پس از انقلاب سودجويان كارهاي ناشايستي انجام داده بودند؛ خانه‌هايي كه پيدا بود تا يك دهه پيش از انقلاب پا برجا بوده، هم‌اكنون به تلي از خاك‌ريزه و قلوه‌سنگ تبديل شده بودند و مردم با كاميون سنگ‌هاي ساختمان‌هاي تاريخي را در شب كنده و براي ساختمان‌هاي نوساز و آن هم زشت و بدقواره، حمل كرده و با خود برده بودند. برخي از مردم در خانه‌هاي نيمه‌مخروبه بافت قديم، ساختمان‌هاي تاريخي را به طويله جانوران اختصاص داده بودند و خودسرانه در بافت قديم براي خود خانه ساخته بودند.
در همين حال نوروز رجبي، باستان‌شناس و عضو هيات علمي دانشگاه آزاد مرودشت در رابطه با اين بافت تاريخي در يادداشتي مي‌نويسد:
بافت معماري و شهري بلاد‌شاپور (دهدشت قديم) يكي از سالم‌ترين و دست نخورده‌ترين بافت‌هاي شهري ايران، خاصه در دوره اسلامي بود كه با تاسف طي دو‌دهه گذشته از رهگذر بي‌توجهي مسوولان و نبود يك برنامه جامع و بلندمدت مدون به‌شدت آسيب ديده است؛ آسيبي كه سبب‌شده ما و آيندگان را از داشتن اطلاعاتي ارزشمند محروم كند. حال آنكه مي‌شد با دلسوزي، حساسيت، گفت‌وگو، برنامه‌ريزي و تدبير بر بخش زيادي از اين آسيب‌ها و چالش‌ها چيره شد. اين بافت تاريخي داراي چنان وضعيت رقت‌باري است كه با داشتن يك پايگاه و بعد از چندين سال فعاليت متوالي همچنان قابل بازديد نيست. يعني اگر چنانچه كسي بخواهد از مجموعه بازديد كند بايد حتما نگران جان و جيب خودش باشد. شهر قديم دهدشت يا آنگونه كه سفرنامه‌نويسان معاصر به آن بلادشاپور گفته‌اند يكي از مهم‌ترين مراكز شهري در جنوب‌غربي ايران در دوره صفويه بوده كه مناطق كهگيلويه (كهگيلويه و بويراحمد كنوني) را از آنجا اداره مي‌كردند به عبارتي مركز منطقه‌اي بوده است. اين كاركرد هم از حيث سياسي و هم از حيث اقتصادي بود كه صفويان به اين دو ركن اهميت زيادي مي‌دادند. نقش واسطه‌اي اين شهر در دوران صفويه و بعد از آن به‌خوبي حفظ شد. كاروان‌هاي تجاري از مسير دريا (خليج‌فارس) به مركز فلات ايران و اصفهان (پايتخت) درست از اين منطقه عبور مي‌كردند و عامل اصلي شكوفايي اين شهر همين بوده است تا اينكه پس از دوره افشار بسيار آسيب ديد. اين مجموعه شامل بافت گسترده معماري و شهري است كه تا دو دهه پيش بسيار سالم بوده است.به نوشته رجبی به كلي عوامل مخرب و تاثيرگذار بر تخريب اين بافت ارزشمند سه دسته است:
عواملی طبيعي چون رطوبت (صعودي، نزولي و تعريق)، نور، سرما و گرما، زلزله. عوامل انساني، عمراني و توسعه‌اي (به‌سبب پيوستگي‌هايشان) چون: تخريب‌هاي تعمدي، اسكان گروه‌هاي دامدار در درون بافت، تسطيح و پاكسازي بخش‌هايي از مجموعه در راستاي خانه‌سازي، خيابان‌سازي، پارك‌سازي و رشد و توسعه‌ شهري و نهادهاي وابسته.
عوامل گياهي و جانوري چون: رشد گياهان و درختچه‌ها، رشد و فعاليت ميكروارگانيزم‌ها، جلبك‌ها، گلسنگ‌ها، موريانه و انواع خزنده‌ها، آمدوشد متداول و دايمي دام‌ها، سگ‌هاي ولگرد و سگ‌هاي گله و ديگر جانوران اهلي و وحشي خطرناك بر گستره بافت.
در بخش دیگری از این یادداشت آمده است: براي رفع و زدودن هر كدام از اين آسيب‌ها راه‌هاي مختلفي وجود داشته كه قطعا طي ساليان گذشته مسوولان از رهگذر برخي از همين راه‌ها توانسته‌اند بخش‌هايي از آن را نگه دارند و نتيجه اين فعاليت‌ها آن شد كه امروزه در بافت شاهد آن هستيم. بر اين تلاش‌ها صحه گذاشته اما نمي‌توان از كنار ضعف‌ها و بي‌برنامگي‌ها گذشت؛ بي‌برنامگي‌هايي كه ماحصلي تلخ و دردناك داشته و چنانچه زودتر نجنبيم و راه‌حلي نيابيم وضعيت بغرنج‌تر از اكنون خواهد شد. تا آنجا كه بنده آگاهي درست دارم طي دو دهه گذشته مسوولان امر و كساني كه با بافت و مجموعه شهر قديم دهدشت سروكار داشته‌اند و تصميم‌گير بوده‌اند، درست كساني هستند كه امروزه دست‌اندركارند و چرخش امور بر دست آنان است. طي دو دهه گذشته به‌جاي آنكه تنها تملك و حفاظت از مجموعه تمام هم و غم و اولويت كاري باشد تا بتوان براساس آن ديگر امور را از جمله امور پژوهشي را پيش برد شاهد بوديم اين‌گونه پيش نرفت. به‌جاي آن به مرمت و كاوش پرداختند. البته مرمت‌هايي كه نتيجه آن بيشتر نوسازي و ساخت بناهاي تازه است و به كلي در چارچوب و قاعده مرمتي نيستند زيرا متولیان امور بدون استفاده از نظر و راي مرمتگر و تنها به‌صورت سليقه‌اي و برداشتي سطحي، اقدام به مرمت بخش‌هايي از مجموعه كردند؛ به عبارتي در درازمدت فرآيند تخريب را شديدتر كردند. در علم مرمت يك اصل وجود دارد كه كاري (مرمتي) را انجام ندادن بهتر از انجام دادن كاري (مرمتي) اشتباه است. مرمت به خودي‌خود كاري دشواري است و زدودن مرمتِ اشتباه و نادرست كاري به مراتب بسيار دشوار و بعضا ناممكن يا حتي خطر‌آفرين براي اصالت و ساختار يك بناست. چنانچه مرمتگري بخواهد روي بناهاي مرمت‌شده در اين بافت بازبيني انجام دهد آنگاه متوجه فاجعه خواهد شد. برنامه‌هاي مرمتي متعددي هر ساله در درون بافت انجام مي‌شد و اين برنامه‌ها با در نظر گرفتن اعتبارات مشخص و در بسياري موارد مناسب انجام مي‌شد اما به‌سبب نبود برنامه مشخص و منظم به‌جز دو، سه بنا مرمت نشدند. از مرمت سالانه و به‌قول خودشان جز‌به‌جز مي‌گويند اما تا حالا يكي از اين جزو به جزو‌ها كامل نشد؟ تازه همين دو، سه بنايي كه دايما از مرمت آن سخن مي‌گوينداز برنامه مرمتي مناسبي برخوردار نيستند و در آينده ضعف‌ها و آسيب‌هاي آن روشن‌تر خواهند شد ولي ديگر آن‌وقت دير شده است. باعث تاسف است كه شاهد هستيم مشاوراني را انتخاب مي‌كنند كه به‌كار مرمت ناآگاه هستند و دانش لازم را ندارند چون در اين راستا تحصيل دانش نكرده‌اند، نتيجه آن مي‌شود كه به آنها كه مجري طرح هستند، دستور مي‌دهند آنچه آنان مي‌خواهند و صلاح مي‌دانند، انجام بدهند و اگر آنچه آنها خواستند انجام نشود، تهديد مي‌كنند كه بقيه پول را نمي‌دهند و از دادن ديگر پروژه‌ها محروم‌شان مي‌كنند. طبيعي‌است كه آنها مشاوران و مجرياني كه كارشان را خوب بلد باشند، انتخاب نمی‌كنند زيرا آنگاه ديگر نمي‌توانند اعمال سليقه كند. بنابراين نتيجه همين اعمال سليقه‌ها و دست به هر كاري زدن‌ها اين مي‌شود كه الان شاهد هستيم و بي‌گمان تا اين شرايط هست وضعيتي بهتر پديد نخواهد آمد.
رجبی می‌افزاید: در بخش‌هايي از بافت، طي سال‌هاي گذشته كاوش‌هاي متعددي انجام شد اما تاكنون گزارش هيچ‌كدام از كاوش‌ها منتشر نشده است و حتي برخي از گزارش‌ها را كه پژوهشگران به آنها تحويل دادند در بايگاني خود ندارند. عجيب است تحت عنوان آواربرداري حتي اقدام به‌كاوش در مجموعه كردند. آنها با اطمينان حتي نمي‌توانند، بگويند اين محوطه داراي چند دوره فرهنگي‌است؛ يعني نخستين پرسش را در اين محوطه بي‌پاسخ گذاشته‌اند. يا آنكه از گستره‌ بافت، كاركرد دقيق مجموعه‌ها و اجزاي آن ناآگاه هستند. البته مبناي اطميناني كه ما از آن سخن مي‌گوييم كاوشي روشمند و شايسته است حال آن امكان دارد برخي در مقام دفاع بگويند خير اينچنين نيست و ما دوره‌هاي فرهنگي و استقراري آن را مي‌شناسيم؛ يعني براساس همان سليقه و برداشت سطحي كه داشته و دارند و تازه اساس تمام مشكلات همين برداشت‌هاي سليقه‌اي و سطحي‌نگري بي‌مبنا و قاعده درست است. براي هر كسي كه با اين بافت ارزشمند و گسترده آشنايي و آگاهي دارد اين سوال پيش مي‌آيد چرا بعد از اين همه سال فعاليت مداوم كه سرمايه و اعتبار بسيار زيادي را نيز اتفاقا با خود داشت حتي يك مقاله شايسته يا كتابچه و كتابي منتشر نشده است؟ بالاخره اين همه كار بايد يك خروجي خوب هم داشته باشد تا ديگران بتوانند از آن استفاده ببرند حداقل براي آگاهي خودشان. نتيجه همين فعاليت‌هاست كه نگاه مردم و حتي مسوولاني كه آشنايي با ميراث ندارند، نگاهي شايسته و درخور نيست. زيرا بستر لازم را فراهم نكرديم؛ يعني اجازه ندادند يعني آقاياني كه سال‌هاست متولي هستند قادر به اين برنامه‌ريزي‌ها نيستند و به ديگران هم اين اجازه را نمي‌دهند، حداقل از فكر ديگران استفاده هم نمي‌كنند. گويا ميراث سرمايه و نسق آنان است و به شكلي انحصاري هر كاري كه دوست دارند، انجام مي‌دهند.
این باستان‌شناس در ادامه یادداشت خود می‌نویسد: بزرگ‌ترين مشكل اين بافت يكي عدم حفاظت كالبدي از مجموعه و دوم تملك بخش‌هايي زيادي از آن توسط مردم به‌خصوص دامداران است. شهر قديم دهدشت درست در گوشه‌ جنوب‌شرقي شهر دهدشت قرار دارد و اطراف آن را بافت شهري امروزي در‌بر گرفته است. اين موقعيت هم مي‌تواند تهديد و خطرآفرين باشد و هم مي‌تواند فرصت و سرمايه باشد اگر برنامه‌ مشخص و هدفداري وجود داشته باشد، مي‌بينيم كه در اينجا فقط تهديد و خطر و آسيب و نگراني است. با اينكه بخش‌هاي زيادي از مجموعه بنابر گفته مسوولان به‌وسيله سازمان ميراث خريداري شده است اما حضور دامداران و استفاده آنها از فضاهاي معماري درون مجموعه جهت اسكان خود و دام‌هايشان همچنان يك مشكل اساسي است و گويا اعتبارات در نظر گرفته شده، كفايت نكرده است. آنها به آساني فضاهاي معماري را اشغال كرده، تغيير كاربري داده و به هنگام ضرورت خود و نيازهايشان ساختار و شكل فضاها را تغيير مي‌دهند. سگ‌هاي گله امكان بازديد از مجموعه را از هر كسي گرفته‌اند. اينها مسايلي است كه مي‌شود با گفت‌وگو و رايزني با مردم از يك‌طرف و با مسوولان از طرف ديگر، مشكلات را به حداقل رساند. مهم‌ترين مساله براي هر بازديدكننده‌اي، امنيت است. حال آنكه نخستين امري كه در بافت قديم دهدشت مشهود است نبود امنيت و فضاي خطرناكي است كه ديده مي‌شود. اين فضا 10‌سال پيش، 20سال، 30سال پيش همين گونه بوده و الان هم همين گونه است. پس اين همه سال، اين همه اعتبار و بروبيا براي چه بوده است؟ وقتي كه ما نتوانستيم گام اول كه امنيت بوده را به‌خوبي برداريم اينها نشان مي‌دهد كه روش كار اشتباه بود و تا روش برخورد با موضوع عوض نشود مشكلي هم حل نمي‌شود. مسوولان همچنین گفته‌اند قصد دارند حصاري الهام گرفته از معماري سازه‌هاي درون بافت دور مجموعه بكشند تا مشكل نبود امنيت را حل كنند. اكنون كه هنوز اين كار را اجرايي نكردن هشدار مي‌دهيم آيا به مخاطرات اين كار هم انديشيده‌اند؟ آيا جنبه‌هاي مثبت و منفي را كنار هم گذاشته‌اند تا ببينند كفه‌ كدام سنگين‌تر است؟ اصلا آيا تا حالا جنبه‌هاي منفي كار را هم ديده‌اند يا اينكه فقط به حصاركشيدن و اينكه معماري آن الهام گرفته است دلخوش کرده‌اند؟ اين سوالات را طرح كردم چون به چگونگي فكر برخي از آقايان كه اتفاقا طي ساليان گذشته تصميم نهايي را گرفته و اكنون نيز مي‌گيرند و خود را كارشناس و متخصص همه امور مي‌دانند، آشنايي كافي و دقيق دارم. بايد بدانيم با كشيدن حصار اتفاقا فضا را براي معتادان و اراذل و اوباش كه خود از بدترين تهديدات و آسيب‌هاي مجموعه هستند بهتر از پيش فراهم كرده‌ايم؛ يعني باوجود هزينه زياد، فايده و سود چنداني ندارد و مشكلي را حل نمي‌كند. بهتر است به‌جاي حصار از فنس‌هاي موقت اما مستحكم استفاده كرد چرا كه اول با هزينه كمتر، صرفه اقتصادي بيشتري دارد. دوم عاملي موقت است كه چنانچه مفيد واقع نشد و پاسخ مناسبي از آن به دست نيامد به آساني و بي‌آنكه از خود آسيبي به‌جاي بگذارد قابل زدودن است. ضمن آنكه در صورت زدودن هزينه زيادي كه قابل بازگشت نيست، هدر نرفته است. سوم پس از آزمودن و برآورد نتيجه كار چنانچه مفيد واقع شد مي‌توان از حصار استفاده كرد يا آنكه اين كار را ادامه داد. چهارم فنس آسيب اندكي را به‌حريم منظري اثر وارد مي‌كند حال آنكه حصار به‌كلي حريم منظري اثر را مخدوش مي‌كند و تاثير فرهنگي شايسته‌‌اي از خود بر جاي نخواهد گذاشت. بنابراين پيش از هرگونه اقدامي مسوولان را از عواقب كار برحذر داشته تا حداقل بر مشكلات موجود نيفزايند.

منبع: روزنامه شرق

  • شماره 1475
  • دوشنبه, 8 اسفند 1390
  • 2012 27 February
  • ٠٥ ربيع الآخر ١٤٣٣
قاسم خشت زر بازدید : 188 سه شنبه 9 اسفند 1390 زمان : 14:29 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
شهر من دهدشت( نگین سبز جنوب) یکی از شهرهای استان کهگیلویه و بویراحمد می‌باشد. این شهر در قسمت گرمسیری استان واقع شده‌است
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 73
  • کل نظرات : 104
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 31
  • آی پی امروز : 3
  • آی پی دیروز : 2
  • بازدید امروز : 74
  • باردید دیروز : 3
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 79
  • بازدید ماه : 126
  • بازدید سال : 584
  • بازدید کلی : 87,769